19 ماه 19 عکس 19 عاشقانه

نفس مامانی این عکس اولین حمومت که رفتی.عروسک من اینجا سه روزشه


وای قربون اون چشمای زیبا بشه مامان سارا قلب مامانی ده روزه شده


داری خوابای رنگی می بینی من وبابا وامیتیس توی یه دنیای رنگی دخترم اینجا فقط بیست روز از شروع زندگیت می گذره


امروز لباسای خوشکل پوشیدیم دوتایی باهم رفتیم خونه دوستت عسل خانم . ولی تو طبق معمول زود خوابت برد.


اینجا با خاله ندا و دیانا جون خاله سمانه وعلی سام رفتیم پارک ولنجک تا شما یکم هوای تازه بخوری ولی بیشتر نق زدی اینجا خیلی خانم شدی سه ماه و نیمته

وای ببین چه پرنسسی شدی لباسای خوشکل پوشیدی اومدیم نامزدی عمه نازنین(1391/6/3) عمه جونم خیلی خوشکل شده بود.

نفس مامان اینجا داشتی از خواب بیهوش می شدی ولی بخاطر مامان و بابا هر چی آقای عکاس می گفت گوش می دادی اینجا هم پنجم شهریور نود ویک عکاسی مقبل رامسر

وای فدای اون چشمات بشم که مثل چین چنگیا شدی نفس مامانی (عکاسی مقبل رامسر)


اولین سالی که شما تو جشن سالگرد ازدواج مامان و بابا بودی و کلی از اینکه خونمون شلوغ بود خوشحال بودی ولی یکم که گذشت خسته شدی و ......


وای ببین شکل خرست شدی قنذون مامان
وا
![]()
کریستمس مبارک. بابانوِیل شده آبنبات چوبی من

فندوق مامان مثل بابا ابی می خوابی آخه دختر بابایی

![]()
وای چه روزهای بدی بود تو ماه بهمن رفتیم شمال و تهران که یکم آب وهوا عوض کنیم ولی شما مریض شدی و از دل مامان و بابا درآمد آخه صدای قلب مامان چند روزی تو بیمارستان پیامبران تهران بستری شد.


اینم از اولین پیک نیکی که با مامان و بابا و خاله رابعه و عمو ایمان رفتیم ساحل مرجان نهار خوردیم شما هم خیلی بهت خوش گذشت. اواخر بهمن ماه

![]()
عاشق ماشین و رانندگی هستی می شینی پشت فرمون و صدای ماشین و در می یاری


مثل همیشه خونه مامان میترایی و داری باهاش بازی می کنی مامان میترا هم فرصت و غنیمت شمرد و از خندهای شیرینت عکس گرفته باید قدر زحماتی که مامان میترا واسه شما کشیده رو بدونی با یه آینده خوب جبران کنی


وای یک سال گذشت یک بهار یک تابستان و یک پاییز و زمستون طی کردی برای مامان به یه چشم به هم زدن گذشت امروز تولد یکسالگیت این عکس روز قبل تولدت رفتیم آتلیه گرفتیم تا فردا بعنوان هدیه به مهمونامون بدیم


اولین روزی که تونستی وایسی رو پاهای کوچولوت داری از خوشحالی ما تو هم ذوق می کنی خیلی روز خاطره انگیزی بود


این عینک هم با شما و خاله سپید رفتیم و خریدیم شما هم خیلی دوسش داری


واسه شب نشینی رفتیم خونه خاله بیتا برعکس همیشه لباس راحت واسه شما نیاوردم و مجبور شدم لباس بردیا جونو تنت کنم ولی چقدر بهت می یاد ورزشکار مامانی


اینجا هم پردیس دو رفتیم مغازه جدید بابا ابی با لباس خوشکلی که دایی مهراب واسه شما کادو خریده شدی شکل فرشته ها عروسکم


بازم بی اجازه مامانی با دایی فرزاد رفتی بیرون این عکس هم مدرک جرم این کارت شیطوننننننن مامانی




19 ماه 19 عکس 19 عاشقانه
