خستگي تنبلي ولي بازم شيطوني
يه روز من و شما و خاله سحر رفتيم با هم فرش ببينيم، قلقلي مامان خيلي خسته بود اين تاب اونجا ديدي و ديگه ول نكردي مي خواستي همون جا لالا كني، الهي قربونت برم


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خستگي تنبلي ولي بازم شيطوني 
